عقل و احساس از کار افتاده
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
گاهی برای تجربه حسای جدید آدم احمق میشه حاضر میشی تا ته خط بری برای این که به خودت ثابت کنی حس های جدید وجود دارن، که ثابت کنی به خودت هنوز زندگی تکراری نشده عقل آدم از یه جایی به بعد رد میده، تابع احساس میشه فقط و احساس عنانتو میگیره میبرتت جلو تا برسی به ته خط ته خط که رسیدی باید گریه کنی به خاطر ...
گمشده
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
دارم به این نتیجه میرسم هرکسی توی این دنیا یه گمشده داره، بدون استثنا کسی که یه جایی یه گوشه ای از زندگیش یه چیزیو جا گذاشته، درحالی که توی قلبش یه چیزایی از اون آدم زنده مونده ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- راست...
مترو با کسی که اون نیست
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
تو چشمام زل زد گفت مواظب خودت باش، شاید بعد هفت هشت ماه یکی اینجوری بهم این جمله رو گفت من آدم شروع دوباره نیستم، آدم فراموش کردن، گذشتن و ساختن از نو با کسی که ...
هی گاد، ایز ایت ا میرکل؟
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
شاید باید قبول کنم یه حسای جدیدی دارن شکل میگیرن... نمیخوام بجنگم با چیزی، به نظر میرسه همه چیز سر جاشه و این آدم خیلی آدم خوبیه و حتا ویژگی هایی که من خیلی برام مهمه رو داره میسپرمش دست خدا، هرچی اون بخواد!
عنوان ندارم، اههههه چقدر عنوان بذارم؟؟؟ خسته م کردی :|
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
آدم های اینجا خیلی مهربونن، شاید صد برابر دنیای واقعی از کامنت خصوصی های همتون ممنونم، خیلی مهربونین :) کاشکی آدمای دنیای واقعیم انقدر care میکردن در مورد هم! +وقتی یه رابطه هایی دارن شروع میشن، یه مقطع زمانی هست که آدم هی از خودش میپرسه یعنی حسش چجوریه؟ دوست معمولی؟ دوست غیر معمولی؟ بعد این دوره هم...
بدون عنوان- نه
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
مهم ترین چیزی که یاد گرفتم اینه: یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه روزی هزار بار با خودم تکرارش میکنم
بدون خداحافظی میرم، مرسی که بودین، مرسی که خوندین، مجبورم برم... خداحافظتون باشه!
-
تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 10:28
زمان جادوگر است
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
آره، زمان جادو میکنه، شش ماه پیش من هرشب با چشمای خیس میخوابیدم و توی هرنمازی که میخوندم جشمای خیس وورم کرده م خیس تر و ورم کرده تر میشد، زمان جادو میکنه، امروز من ایستادم روی قله های خوشحالی، باد با موهای من میرقصه و من مغرور تر از شش ماه پیشم، من از پس چیزی برومدم که حتا توانایی مقابله باهاشو توی ...
اپلای
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
اپلای کردن خیلی پروسه جالبیه چون با استاندارد اون وریا مجبوری یه کارو خیلی تمیز و با دقت و نظم انجام بدی! من به ایناش کاری ندارم، میخوام بگم ما ایرانیا توی همچین پروسه ای هم بهمون خیلی ظلم میشه. ما امکاناتمون اندازه کسایی که حتا توی چین زندگی میکنن نیست پس ریسرچمون اندازه اونا قوی نیست. اونجا طرف ان...
آه ای یقین گم شده
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
هه! با وجود اینکه کل چت ها و هرچیزی که منو برمیگردوند به گذشته رو پاک کردم، اینو گوشه موشه های کامپیوترم اتفاقی پیدا کردم.
قهوتو بخور، یخ کرد
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
omegle رو میشناسین؟ چند سال پیش من ول بودم اونجا! یه سرور بود که آدمو رندوم لینک میکرد به یکی اون ور دنیا و یه نیم ساعت یه ساعتی با یه غریبه چرت میگفتی میخندیدی با آدمای عجیبی آشنا شدم، یه آمریکاییه بود که یکی رو کشته بود، یه دختر آلمانی بود که با شوهر دوست مامانش ریخته بود رو هم، یه کره ایه بود که ...
BOOM
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
مثل یه قضانورد که ازسفینه پرتش کردن بیرون، همون قدر بی تکیه گاه، همون قدر ول شده توی فضا بدون کوچک ترین کنترلی روی خودم معلقم بدون زمینی که زیر پام باشه انقدر میرم تا برخورد کنم به یه سیاره ...
rain doesn't come from clouds
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
توی ماشین باشی قطره های آبو ببینی لیز میخورن رو شیشه اما بعد یک ساعت بفهمی ااااااا بارون داره میاد... بعد توی ذهنت نتیجه گیری کنی بارون میاد، پس باید خوشحال باشم...
بدون عنوان- هفت
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
تلاش مذبوحانه برای خر کردن و گول زدن خود آدم، احمقانه ترین راه حلهتلاش برای خوب کردن حال خود آدم که تلاشیه برای فراموشی چیزایی که باید فراموش شن هم همین طور کافیه انرژیت تموم شه برای جنگیدن، اونوقت کارت تمومه قطعن تموم میشه چون تو بی نهایت نیستی، چون میبری یه جا پس نه خودتو خر کن، نه حال خودتو خوب ک...
من آدم آهنی نیستم
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
بالاخره گریه کردمروی آخرین صندلی اتوبوسی که به راننده ش گفتم پول ندارم، همه چیم جا مونده، منو ببر خونه بعد پشت در خونه همه ناراحتیا و دعواها و نامردیای امروزو جا گذاشتم و سعی کردم با لبخند وارد شم... :)
بدون عنوان- هشت
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
حس جر خوردن دارم! دو تا میان ترم توی هفته آینده (شنبه و سه شنبه) دارم که یکیش شنبه ساعت ۵ تا ۷ هست! بعد یکشنبه صبح جی آر ای دارم و میرسیم سه شنبه به میان ترم بعدیم و چهارشنبه ددلاین اولین دانشگاهیه که میخوام اپلای کنم! واقعن دارم پاره شدن رو حس میکنم فقط معجزه میتونه باعث شه درسای این ترممو پاس شم م...
Farsi vs. English
-
تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 1:29
با وجود تمام احترامی که برای زبان فارسی قایلم باید بگم واقعن ازنظر لغت و گستردگیش انگلیسی خیلی کامل تره!! مثال میزنم! ما فعلی توی فرسی نداریم که به این اشره کنه مثلن یکی رو یا یه چیزی رو ازپنجره پرت کنی بیرون اما توی انگلیسی هست defenestrate فعلشه! یا lucubration به بیدار موندن و مثلن با نور شمع درس...
پاییز غمناک نبود، پاییز غمناک شد
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:07
وقتی عادت میکنی با درد زندگی کنی، وقتی اشکی دیگه نیست که بریزی بلکه آرومت کنه درد میشینه توی قلبت، نه یه روز، نه دو روز، نه یه ماه، بیشتر... اونقدر میمونه اونجا تا به زانو دربیارت، ویرونت کنه، نابودت کنه، داغونت کنه اون موقع س که میخوای خودت خودتو داغون تر کنی بلکه به اون نابودی برسی و تموم شه هرچیز...
قدر زندگی رو بدونیم :)
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:07
من همیشه عاشق علم بودم، از بچگی، حالا یا با تلقین اطرافیان یا خودم! از وقتی اومدم دانشگاه روز به روز بیشتر شک کردم، البته عاشق رشته م و تحقیقاتی که توش میکردن و پروژه و اینام بودم اما شک کردم!این چند روز یه کنفرانس بین المللی مربوط به رشته م بود تو دانشگاه چن تا استاد از کشورای مختلف اومده بودن و مط...
میخوام روزا شب و شبا روز نشن
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 1:11
خدا یه هفته بکش بیرون از ما بذار زندگی نکنیم