
با وجود تمام احترامی که برای زبان فارسی قایلم باید بگم واقعن ازنظر لغت و گستردگیش انگلیسی خیلی کامل تره!! مثال میزنم! ما فعلی توی فرسی نداریم که به این اشره کنه مثلن یکی رو یا یه چیزی رو ازپنجره پرت کنی بیرون اما توی انگلیسی هست defenestrate فعلشه! یا lucubration به بیدار موندن و مثلن با نور شمع درس خوندن میگن یا مثلن فرض کنین ما یه لغت داریم تو فارسی "همدستی" حالا تو انگلیسی complicity همون همدستیه اما مترادفاش خیلی زیادن مثلن چند تاشو ببینینش: conspiracy -> توی این حالت میشینن نقضه میکشن که مخفیانه یه کار غیر قانونی بکنن confederacy -> توی این حالت یه گروه یا کشور یا ایالت جمع میشن تا کار خبیثانه مثلن بکنن مثل داعش! collusion -> این یه نوع همدستیه که دو تا گروه با هم ائتلاف تشکیل ...
ادامه مطلب
آدما یاد میگیرن با غم هاشون زندگی کنن یاد میگیرن یه غمو یه گوشه از قلبشون نگه دارن، بگن، بخندن، شاد باشن درحالی که یه تیکه از قلبشون کنده شده رفته حسی که به خودم داشتم این بود که من دیگه نمی تونم عاشق کسی بشم چون هرکسی یک بار تو زندگیش عاشق میشه نه اینکه این ترس از بین رفته باشه ها، اما فکر میکنم اگه عاشقم نشدم هم میتونم دوست داشته باشم. درسته که این ایده آل من نبوده برای زندگی اما گاهی وقتا همه چیز طبق خواسته ما نیست و این یعنی زندگی! گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدست...
ادامه مطلب